عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )
مقدمه 38
عوارف المعارف ( فارسى )
سفر ، از بهر اين سفر خوانند لأنّه يسفر عن الاخلاق . ( ص 59 ) گاهى جملات عربى را به فارسى خالص ترجمه كرده است : التّمسّك بالفقر : در آويختن به درويشى ؛ التحقّق بالبذل : درست گردانيدن ببخشش . ( ص 23 ) نيز : رأس الحكمة مخافة اللّه عزّ و جلّ ، سردار و مهتر حكمت ، ترس خداى تعالى است . ( ص 186 ) اهميّت ادبى ترجمه اثر حاضر ترجمهاى است عرفانى به فارسى شيوا ، بازمانده از قرن هفتم هجرى ، كه از نظر قدمت تاريخى و روانى نثر و جامعيّت ، بر مصباح الهدايهء عزّ الدين كاشى و طريقت نامهء منظوم عماد فقيه ترجيح دارد و نسبت به آن دو ، كه نيز عوارف را اساس كار خود قرار دادهاند و با افزايشها و كاهشهاى دلخواه اثرى مستقلّ ساختهاند ، از اصالت بيشتر و مزيّت ارزندهاى برخوردار است . اين ترجمه مزيّن به اشعار معتنابهى است ، بيشتر از خود مترجم يا از گويندگان ناشناختهء ديگر ، كه بدينوسيله از آفت فراموشى و تلف محفوظ ماندهاند و كمابيش آثار منظوم ادب فارسى را غنىتر خواهند ساخت . مترجم ، در گيرودار حملهء مغول و نابسامانيهاى حاصله از آن ، كمر همّت به ميان بسته و اثر گرانبهايى را كه به قلم تواناى عارف مشهور ، شيخ شهاب الدّين سهروردى ، تأليف شده بود ، از زبان تازى به فارسى روان ترجمه كرده ، و از اين رهگذر به ادب فارسى و صوفيان ناآشنا به زبان عربى خدمت شايانى نموده است . مقدار زيادى از لغات و تركيبات زيباى متداول آن روزگار در ترجمه وارد شده كه در نوع خود حايز اهميّت است . همچنين ترجمه مقدار زيادى اصطلاحات عرفانى 121 و صنايع لفظى و نكات دستورى در بر دارد كه ذيلا به برخى از آنها با ذكر نمونه اشاره مىشود : لغات و تركيبات - آه زدن ، آه كشيدن : « مجروحى ديگر آهى بزد . گفت : به دو ده . » ( ص 13 ) : آيندگان ، ابن السبيل و درماندگان : « فقرا و آيندگان محتاج آن باشند . » ( ص 40 ) ؛ از منزل برداشتن ، از خانه خارج شدن : « و سنّت چنان است كه بامداد از منزل بردارد . » ( ص 68 ) ؛ بالايى كردن ، برترى جستن : « وى را گفتى : ترا نرسد كه بالايى كنى . » ( ص 68 ) ؛ به كار بردن ، خوردن : « طعامى بخواست و ما آن را به كار